معماری نرمافزار چیست؟
به زبان ساده، معماری نرمافزار نقشه کلی یک نرمافزار است.
همانطور که قبل از ساخت یک ساختمان باید مشخص شود بخشهای مختلف ساختمان چگونه طراحی و به یکدیگر متصل شوند، در یک نرمافزار نیز باید مشخص شود:
- بخشهای مختلف سیستم چه وظیفهای دارند؟
- اطلاعات در کجا ذخیره میشوند؟
- کاربران چگونه به سیستم دسترسی پیدا میکنند؟
- قسمتهای مختلف نرمافزار چگونه با یکدیگر ارتباط دارند؟
- اگر یک بخش دچار مشکل شد، چه اتفاقی برای سایر بخشها میافتد؟
- اگر تعداد کاربران افزایش پیدا کرد، سیستم چگونه پاسخ خواهد داد؟
- در صورت نیاز به اضافه شدن قابلیت جدید، چقدر تغییر در سیستم لازم است؟
بنابراین معماری نرمافزار فقط یک موضوع فنی برای برنامهنویسان نیست.
معماری مناسب میتواند مستقیماً روی هزینه، سرعت توسعه، پایداری و امکان رشد یک کسبوکار تأثیر بگذارد.
چرا معماری نرمافزار برای کسبوکار مهم است؟
ممکن است یک نرمافزار در ابتدای کار بهخوبی پاسخگوی نیازهای شرکت باشد. تعداد کاربران کم است، اطلاعات زیادی وجود ندارد و فرآیندهای سازمان نیز پیچیدگی زیادی ندارند.
اما کسبوکارها ثابت نمیمانند.
با رشد شرکت ممکن است:
- تعداد کاربران افزایش پیدا کند.
- تعداد تراکنشها بیشتر شود.
- شعب جدید اضافه شوند.
- سیستمهای دیگری نیاز به اتصال پیدا کنند.
- گزارشهای بیشتری مورد نیاز باشد.
- فرآیندهای جدید به نرمافزار اضافه شوند.
- مشتریان بیشتری همزمان از سیستم استفاده کنند.
اگر نرمافزار از ابتدا به شکلی طراحی شده باشد که امکان رشد و تغییر را در نظر بگیرد، توسعه آن معمولاً سادهتر خواهد بود.
اما اگر ساختار نرمافزار از ابتدا نامناسب باشد، هر تغییر جدید ممکن است باعث ایجاد مشکلات دیگری در بخشهای مختلف سیستم شود.
یک مثال ساده از اهمیت معماری
فرض کنید یک شرکت در ابتدا ۲۰ کاربر دارد و از یک نرمافزار داخلی برای مدیریت سفارشها استفاده میکند.
بعد از دو سال، شرکت رشد کرده و تعداد کاربران به ۳۰۰ نفر رسیده است.
در این شرایط ممکن است مشکلاتی مانند موارد زیر ظاهر شوند:
- سیستم در ساعات شلوغ کند شود.
- گزارشگیری زمان زیادی ببرد.
- خطاهای سیستم بیشتر شوند.
- اضافه کردن قابلیت جدید سختتر شود.
- تغییر در یک بخش باعث ایجاد مشکل در بخش دیگری شود.
- وابستگی شرکت به یک فرد یا تیم خاص بیشتر شود.
این مشکلات همیشه به این معنی نیستند که برنامهنویسی نرمافزار ضعیف بوده است.
گاهی اوقات مشکل اصلی به تصمیمهای معماری برمیگردد؛ یعنی نرمافزار برای شرایطی ساخته شده که دیگر با وضعیت فعلی کسبوکار مطابقت ندارد.
سیستم مقاوم چیست؟
سیستم مقاوم یا Resilient System سیستمی است که در برابر خطاها و اختلالات، رفتار کنترلشدهای داشته باشد و بتواند تا حد امکان به فعالیت خود ادامه دهد یا پس از مشکل، سریعتر به وضعیت عادی برگردد.
مقاوم بودن به این معنی نیست که سیستم هیچوقت خراب نمیشود.
هیچ سیستم نرمافزاری کاملاً بدون خطا نیست.
هدف این است که وقتی یک مشکل اتفاق میافتد، کل کسبوکار به خاطر خرابی یک بخش متوقف نشود.
برای مثال فرض کنید در یک نرمافزار فروش، سرویس ارسال پیامک موقتاً از دسترس خارج شود.
یک سیستم ضعیف ممکن است به دلیل همین مشکل، ثبت سفارش را هم متوقف کند.
اما در یک طراحی مقاوم میتوان کاری کرد که سفارش ثبت شود و ارسال پیامک بعداً انجام شود.
در این حالت مشکل سرویس پیامک باعث توقف فرآیند اصلی فروش نمیشود.
راهنمای معماری Azure نیز بر طراحی سیستم برای تحمل خطا، بازیابی و ادامه فعالیت در شرایط اختلال تأکید میکند.
یک سیستم مقاوم چه ویژگیهایی دارد؟
برای ساخت یک سیستم مقاوم، معمولاً چند موضوع مهم باید از ابتدا در طراحی مورد توجه قرار بگیرد.
۱. جلوگیری از وابستگی بیش از حد بین بخشها
فرض کنید تمام قسمتهای نرمافزار به یک بخش خاص وابسته باشند.
در این حالت اگر همان بخش دچار مشکل شود، ممکن است قسمتهای زیادی از سیستم نیز از کار بیفتند.
طراحی مناسب تلاش میکند وابستگیها را کنترل کند تا خرابی یک قسمت، کمترین اثر ممکن را روی سایر قسمتها داشته باشد.
۲. پشتیبانگیری و امکان بازیابی اطلاعات
اطلاعات برای بسیاری از کسبوکارها مهمترین دارایی سیستم هستند.
اطلاعات مشتریان، سفارشها، تراکنشها، اسناد و سوابق نباید تنها در یک نقطه نگهداری شوند.
پشتیبانگیری منظم مهم است، اما داشتن Backup بهتنهایی کافی نیست.
باید مشخص باشد:
- Backup در کجا نگهداری میشود؟
- چند نسخه از آن وجود دارد؟
- آخرین نسخه مربوط به چه زمانی است؟
- در صورت خرابی سیستم چقدر زمان برای بازیابی نیاز است؟
- آیا فرآیند بازیابی واقعاً آزمایش شده است؟
AWS و Microsoft هر دو در راهنمای معماری قابل اتکا، بازیابی و آزمایش فرآیندهای بازیابی را از بخشهای مهم طراحی سیستمهای قابل اعتماد میدانند.
۳. امکان ادامه فعالیت در زمان بروز مشکل
همه قسمتهای نرمافزار اهمیت یکسانی ندارند.
برای مثال در یک سیستم فروش، ممکن است ثبت سفارش بسیار حیاتی باشد اما نمایش یک گزارش خاص بتواند موقتاً از دسترس خارج شود.
بنابراین بهتر است مشخص شود:
کدام قسمتها برای ادامه فعالیت کسبوکار حیاتی هستند؟
سپس معماری سیستم بر اساس همین اولویتها طراحی شود.
این موضوع باعث میشود هزینههای طراحی و زیرساخت نیز منطقیتر باشد و برای همه قسمتهای نرمافزار هزینه یکسانی صرف نشود.
Microsoft نیز توصیه میکند اجزای حیاتی و غیرحیاتی سیستم از یکدیگر تفکیک شوند تا خرابی یک بخش غیرحیاتی باعث ایجاد اختلال گسترده نشود.
معماری مناسب چگونه به رشد کسبوکار کمک میکند؟
یکی از اشتباهات رایج این است که معماری نرمافزار فقط از زاویه «الان چه چیزی لازم داریم؟» بررسی شود.
در حالی که بهتر است سؤال دیگری نیز پرسیده شود:
کسبوکار ما در دو یا سه سال آینده چه تغییراتی خواهد داشت؟
برای مثال:
| تغییر در کسبوکار | نیاز نرمافزاری |
|---|---|
| افزایش کاربران | امکان افزایش ظرفیت سیستم |
| افزایش اطلاعات | مدیریت بهتر دادهها |
| اضافه شدن شعب | پشتیبانی از ساختار چندشعبهای |
| افزایش مشتریان | بهبود عملکرد و ظرفیت |
| اضافه شدن سیستم جدید | امکان یکپارچهسازی |
| تغییر فرآیندها | قابلیت توسعه نرمافزار |
| افزایش تراکنشها | طراحی مناسب برای حجم بالاتر |
معماری خوب قرار نیست آینده را دقیقاً پیشبینی کند؛ بلکه باید تغییر را برای سیستم آسانتر کند.
معماری نرمافزار چه تأثیری روی هزینه دارد؟
هزینه نرمافزار فقط مبلغ اولیه طراحی و توسعه نیست.
در طول عمر یک نرمافزار، هزینههایی مانند موارد زیر نیز وجود دارند:
- توسعه قابلیتهای جدید
- رفع خطاها
- نگهداری
- پشتیبانگیری
- زیرساخت
- امنیت
- اتصال به سیستمهای دیگر
- آموزش و پشتیبانی
- مهاجرت اطلاعات
- توسعه نسخههای جدید
اگر معماری سیستم بهگونهای باشد که هر تغییر کوچک نیازمند تغییرات گسترده باشد، هزینه نگهداری در طول زمان افزایش پیدا میکند.
از طرف دیگر، طراحی بیش از حد پیچیده نیز میتواند هزینه ایجاد کند.
بنابراین هدف، ساخت پیچیدهترین معماری ممکن نیست.
هدف، ساخت معماری متناسب با نیاز واقعی کسبوکار است.
راهنماهای معماری Microsoft نیز بر ایجاد تعادل میان نیازهای کسبوکار، قابلیت اطمینان، هزینه و سایر ویژگیهای سیستم تأکید میکنند.
آیا برای هر کسبوکاری باید از معماری پیچیده استفاده کرد؟
خیر.
یکی از اشتباهات رایج در طراحی نرمافزار این است که تصور کنیم هرچه معماری پیچیدهتر باشد، سیستم حرفهایتر است.
برای مثال ممکن است یک کسبوکار کوچک با تعداد محدودی کاربر، به یک معماری بسیار پیچیده نیاز نداشته باشد.
اما یک پلتفرم بزرگ با تعداد زیاد کاربر، تراکنشهای بالا و وابستگی به سرویسهای مختلف ممکن است به معماری متفاوتی نیاز داشته باشد.
بنابراین انتخاب معماری باید بر اساس مواردی مانند:
- اندازه کسبوکار
- تعداد کاربران
- حجم اطلاعات
- اهمیت سیستم
- میزان رشد احتمالی
- نیاز به اتصال به سیستمهای دیگر
- بودجه
- سطح امنیت مورد نیاز
- میزان تحمل کسبوکار در برابر قطعی
انجام شود.
معماری خوب الزاماً پیچیده نیست؛ معماری خوب، معماری متناسب با مسئله است.
چند اصطلاح فنی که بهتر است مدیران بشناسند
لازم نیست مدیر یک کسبوکار برنامهنویس باشد، اما آشنایی با چند مفهوم میتواند هنگام سفارش یا ارزیابی یک نرمافزار مفید باشد.
Scalability یا مقیاسپذیری
یعنی سیستم بتواند با افزایش کاربران یا حجم کار، همچنان عملکرد قابل قبولی داشته باشد.
Fault Tolerance یا تحمل خطا
یعنی سیستم بتواند در برابر برخی خطاها، بدون توقف کامل به کار خود ادامه دهد.
Backup و Recovery
Backup به معنی تهیه نسخه پشتیبان و Recovery به معنی بازگرداندن سیستم و اطلاعات پس از بروز مشکل است.
Monitoring یا پایش
یعنی وضعیت سیستم بهصورت مستمر بررسی شود تا مشکلات سریعتر شناسایی شوند.
API و Integration
API به نرمافزارها اجازه میدهد با یکدیگر ارتباط برقرار کنند.
برای مثال اتصال نرمافزار سازمان به سیستم پرداخت، حسابداری، پیامک یا سامانههای دیگر.
Microservices
یکی از روشهای معماری نرمافزار است که سیستم را به سرویسهای کوچکتر تقسیم میکند.
اما استفاده از Microservices بهتنهایی به معنی بهتر بودن معماری نیست. انتخاب این روش باید بر اساس نیاز واقعی سیستم انجام شود.
هنگام سفارش یک نرمافزار چه سؤالاتی بپرسیم؟
اگر صاحب کسبوکار یا مدیر یک سازمان هستید، لازم نیست وارد جزئیات کدنویسی شوید.
بهتر است درباره نتیجه و رفتار سیستم سؤال کنید.
برای مثال:
- اگر تعداد کاربران ما چند برابر شود، سیستم چه تغییری نیاز دارد؟
- اگر سرور یا یکی از سرویسها دچار مشکل شود، چه اتفاقی میافتد؟
- اطلاعات ما چگونه Backup میشود؟
- در صورت خرابی، اطلاعات چگونه بازیابی میشوند؟
- اگر سه سال بعد قابلیت جدیدی بخواهیم، اضافه کردن آن چقدر دشوار خواهد بود؟
- آیا نرمافزار قابلیت اتصال به سیستمهای دیگر را دارد؟
- مالکیت کد و اطلاعات متعلق به چه کسی است؟
- هزینه نگهداری و توسعه نرمافزار بعد از تحویل چگونه محاسبه میشود؟
- چه بخشهایی از سیستم برای کسبوکار حیاتی هستند؟
- آیا عملکرد و بازیابی سیستم در شرایط واقعی آزمایش میشود؟
این سؤالات میتوانند تصویر بهتری از کیفیت یک نرمافزار نسبت به بررسی صرفاً ظاهر و امکانات آن ارائه دهند.
طراحی سیستم مقاوم از کجا شروع میشود؟
طراحی سیستم مقاوم بهتر است از شناخت کسبوکار شروع شود، نه از انتخاب تکنولوژی.
ابتدا باید مشخص شود:
چه چیزی برای کسبوکار مهم است؟
سپس میتوان بررسی کرد:
اگر این بخش از کار متوقف شود، چه خسارتی ایجاد میشود؟
بعد از آن باید مشخص شود:
- چه خطاهایی ممکن است اتفاق بیفتد؟
- احتمال وقوع آنها چقدر است؟
- اثر هر خطا چیست؟
- سیستم چگونه باید واکنش نشان دهد؟
- اطلاعات چگونه بازیابی میشوند؟
- چه کسی باید از مشکل مطلع شود؟
- چه میزان توقف برای کسبوکار قابل قبول است؟
این رویکرد باعث میشود معماری نرمافزار بر اساس نیاز واقعی کسبوکار شکل بگیرد.
Microsoft نیز در اصول طراحی خود پیشنهاد میکند قبل از انتخاب راهکار، اهداف کسبوکار، میزان رشد، محدودیتها و سطح قابل قبول اختلال مشخص شوند.
چکلیست ساده برای ارزیابی یک سیستم
اگر در حال انتخاب یا سفارش یک نرمافزار سازمانی هستید، میتوانید این موارد را بررسی کنید:
-
نرمافزار امکان رشد تعداد کاربران را دارد.
-
اطلاعات به شکل منظم Backup میشوند.
-
فرآیند بازیابی اطلاعات مشخص است.
-
خرابی یک بخش باعث توقف کل سیستم نمیشود.
-
عملکرد سیستم پایش میشود.
-
امکان اتصال به نرمافزارهای دیگر وجود دارد.
-
اضافه کردن قابلیتهای جدید امکانپذیر است.
-
وابستگی سیستم به یک فرد یا تکنولوژی خاص کنترل شده است.
-
امنیت اطلاعات در معماری سیستم در نظر گرفته شده است.
-
معماری با اندازه و نیاز واقعی کسبوکار متناسب است.
جمعبندی
معماری نرمافزار چیزی فراتر از انتخاب زبان برنامهنویسی، دیتابیس یا فریمورک است.
معماری مشخص میکند یک نرمافزار چقدر قابلیت رشد، تغییر، نگهداری و مقابله با مشکلات را دارد.
برای یک کسبوکار، اهمیت معماری زمانی بیشتر مشخص میشود که تعداد کاربران افزایش پیدا کند، اطلاعات بیشتر شود، سیستمهای جدید به سازمان اضافه شوند یا یک اختلال جدی اتفاق بیفتد.
یک سیستم مقاوم قرار نیست هیچوقت دچار مشکل نشود؛ بلکه باید طوری طراحی شود که در زمان بروز مشکل، اثر آن کنترل شود و سیستم بتواند در کوتاهترین زمان ممکن به وضعیت عادی برگردد. AWS نیز مفهوم Resiliency را توانایی سیستم برای بازیابی از اختلالات، مقابله با تغییرات و کاهش اثر برخی مشکلات تعریف میکند.
در نهایت، بهترین معماری برای هر کسبوکار، معماریای است که با نیاز، اندازه، بودجه و مسیر رشد همان کسبوکار متناسب باشد.
سؤالات متداول
معماری نرمافزار چیست؟
معماری نرمافزار ساختار کلی یک سیستم است و مشخص میکند بخشهای مختلف نرمافزار چگونه طراحی و با یکدیگر ارتباط داشته باشند.
سیستم مقاوم چیست؟
سیستم مقاوم سیستمی است که در برابر برخی خطاها و اختلالات بتواند فعالیت خود را ادامه دهد یا پس از بروز مشکل، سریعتر بازیابی شود.
آیا معماری نرمافزار فقط برای شرکتهای بزرگ اهمیت دارد؟
خیر. حتی کسبوکارهای کوچک نیز اگر احتمال رشد، توسعه یا اتصال نرمافزار به سیستمهای دیگر را دارند، بهتر است معماری را از ابتدا جدی بگیرند.
آیا معماری پیچیدهتر همیشه بهتر است؟
خیر. پیچیدگی بیشتر الزاماً به معنی کیفیت بیشتر نیست. معماری باید متناسب با نیاز واقعی کسبوکار انتخاب شود.
آیا Microservices برای همه نرمافزارها لازم است؟
خیر. Microservices فقط یکی از روشهای معماری است و باید بر اساس نیاز، اندازه، پیچیدگی و شرایط سیستم درباره آن تصمیم گرفت.
معماری نرمافزار چه ارتباطی با هزینه دارد؟
معماری روی هزینه توسعه، نگهداری، تغییر، زیرساخت و توسعه آینده نرمافزار تأثیر میگذارد. معماری مناسب میتواند تغییرات آینده را سادهتر کند، در حالی که طراحی نامناسب ممکن است هزینه تغییرات را افزایش دهد.
پیشنهاد مطالعه بیشتر
اگر در حال تصمیمگیری برای طراحی یا انتخاب نرمافزار سازمانی هستید، موضوعاتی مانند مراحل تحلیل، طراحی و توسعه یک نرمافزار سازمانی، معیارهای انتخاب نرمافزار سازمانی و نرمافزار آماده یا توسعه اختصاصی میتوانند در ادامه این موضوع بررسی شوند.
دیدگاهها (0)